الهی...
چون بید می لرزم...
که هیچ نیرزم...!!!
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/02/27ساعت 14:45 توسط شهاب آسمان |
هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود
هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم
و هنگامی تشنه آتش شدم،
که در برابرم دریا بود و دربا و دریا ...!
(دکتر علی شریعتی)
+ نوشته شده در شنبه 1388/02/26ساعت 11:46 توسط شهاب آسمان |
الهی!
ای حجت یاد و انس را یادگار...
خود حاضری. مارا جستن به چه کار!
+ نوشته شده در جمعه 1388/02/25ساعت 12:13 توسط شهاب آسمان |
به احترام دوست عزیزی که این جمله زیبا رو برام نوشت:
ما را دریاب که این دل دریایی بی حضور تو مردابی بیش نیست
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/02/13ساعت 13:7 توسط شهاب آسمان |
بزن باران تو خیسم کن کثیفم من تمیزم کن دلم مرده تو یادم کن ستم خورده صدایم کن صدایم کن توی غربت چشام بسته شب تاریک گلوم بسته هوای سرد دلم خسته توی ظلمت بزن باران بزن باران هوا غمگین پر از گرده توی سینم پر از درده غم یادش چقدر سرده تو این احساس بزن باران بزن باران بزن باران تو خیسم کن کثیفم من تمیزم کن دلم مرده تو یادم کن ستم خورده صدایم کن صدایم کن صدایم کن...
+ نوشته شده در جمعه 1388/02/11ساعت 16:24 توسط شهاب آسمان |
الهی!
همه از حیرت به فریادند و من بح حیرت شادم...
به یک لبیک درب همه ی ناکامی به روی خود بگشادم...
دریغا!روزگاری که نمی دانشتم لطف تو را دریازم...
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/10ساعت 19:38 توسط شهاب آسمان |
شما :
ای گوش هایی که تنها گفتن های کلمه دار را می شنوید !
پس از این جز سکوت سخنی نخواهم گفت.
و شما :
ای چشمهایی که تنها صفحات سیاه را می خوانید !
پس از این جز سطور سپید نخواهم نوشت.
و شما :
ای کسانی که هرگاه حضور دارم بیشترم تا آنگاه که غایبم...
پس از این مرا کمتر خواهید دید !!
"دکتر علی شریعتی"
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/02/08ساعت 21:24 توسط شهاب آسمان |
اضطراب ها همه زاده ی انتظارهاست. دکتر علی شریعتی هبوط در کویر،صفحه 230
+ نوشته شده در شنبه 1388/02/05ساعت 11:27 توسط شهاب آسمان |
مردی در عالم رویا فرشتهای را دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگرش سطل آبی گرفته بود و در جادهای روشن و تاریک راه میرفت. مرد جلو رفت و از فرشته پرسید: این مشعل و سطل آب را کجا میبری؟ فرشته جواب داد: میخواهم با این مشعل بهشت را آتش بزنم و با این سطل آب، آتشهای جهنم را خاموش کنم. آن وقت ببینم که چه کسی واقعاً خدا را دوست دارد؟ شما چی؟ اگه بهشت و جهنمی وجود نداشت بازم خدار ور که به شما همیشه محبت میکنه دوست داشتین؟ اصلاً تا حالا فکر کردین که خدا رو دوست دارین یا نه؟ اگه دوست دارین فکر کردین چرا دوسش دارین؟ اگه این کارو نکردین، شاید الآن وقتشه ...
+ نوشته شده در جمعه 1388/02/04ساعت 17:57 توسط شهاب آسمان |
روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالای بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گaفت: 'تو جهنم را ديدی، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلی بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روی آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خنديدند، مرد روحانی گفت: 'خداوندا نمی فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد، می بينی؟ اينها ياد گرفته اند که به یکديگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!'
هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/02/01ساعت 12:13 توسط شهاب آسمان |