تبليغاتX
شهاب آسمان

شهاب آسمان

!!بدون شرح!!

به گواه تقويم، ‪ ۲۹‬خرداد ماه سالروز شهادت انديشمندي مسلمان و ايراني به نام دكتر"علي شريعتي" است كه به‌حق سهم بسزايي در روشنگري در عرصه‌ايران قبل از انقلاب بر عهده داشت.


در توصيف جايگاه و ارزش علمي شريعتي همان بس كه تاكنون كمتركسي رامي‌توان يافت كه مانند او در فضاي گفتماني و روشنگري قبل از انقلاب در دو حوزه دين و سياست صراحت بيان و تاثير كلام داشته‌باشد.

اکنون تو با مرگ رفته اي و من اينجا تنها به اين اميد دم ميزنم که با هر نفس گامي به تو نزديک تر ميشوم . اين زندگي من است

(دکتر علي شريعتي)



 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/28ساعت 12:45 توسط شهاب آسمان |


ای واقف اسرار ضمیر همه کس

                   در حالت عجز.دشتگیر هر کس

از هر گنهم توبه ده و عذر پذیر

                   ای توبه ده و عذر پذیر همه کس

مقصود دل و مراد جانی عشق است

                  سرمایه ی عمر جاودانی عشق است

آن عشق بود کزو بقا یافته خضر

                   یعنی که حیات جاودانی عشق است

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/03/26ساعت 19:51 توسط شهاب آسمان |


خوشا آنانکه الله یارشان بی...

                     به حمد و قل هوالله کارشان بی...

خوشا آنانکه دائم در نمازند...

                    بهشت جاودان بازارشان بی...

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/24ساعت 11:46 توسط شهاب آسمان |


 

الهی!

اگر کسی تو را به طلب یافت.من خود طلب از تو یافتم...

                       ار کس تو را به جستن یافت.من به گریختن یافتم...

+ نوشته شده در جمعه 1388/03/22ساعت 18:59 توسط شهاب آسمان |


امروز یک جمله که بسیار کوتاه وبسیار پرمعناست براتون گذاشتم:

عشق...

           یعنی...

                    سجده...

                             با چشمان خیس...

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/20ساعت 13:13 توسط شهاب آسمان |


“Never walk on the traveled path, because it only leads you where the others have been ."

(Grahan Bell)
”هرگز در مسیر پیموده شده گام برندارید،
 زیرا این راه تنها به همان جائی می رسد که دیگران رسیده اند.“
(گراهام بل)
 
 
“Always there is a drop of madness in love, yet always there is a drop of reason in madness”
(F. Nietzshe)
 
”در عشق همیشه قطره ای جنون هست و در جنون هم همیشه قطره ای عقل“
(فردریک نیچه)

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/03/18ساعت 13:9 توسط شهاب آسمان |


سعی نكنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم ، بكوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم 

 ماركوس گداویر

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/17ساعت 8:52 توسط شهاب آسمان |


الهی!

عمر بر باد کردم و بر تن خود بیدا کردم...

                           گفقتی و فرمان نکردم.درماندم و درمان نکردم...

الهی!

        با غم و حسرتم!و بی تو بتم و بی حیرتم!!

+ نوشته شده در جمعه 1388/03/15ساعت 19:10 توسط شهاب آسمان |


 داشتم میل هام و چک می کردم که به یکباره به این داستان برخورد کردم.خیلی برام تکان دهنده بود به خصوص جمله آخرش که میگه اگه فریادم بزنی فایده نداره باعث شد حتی بغض کنم.امیدوارمن شما هم از این انتخاب من خوشتون بیاد

 

When U Were 15 Yrs Old, I Said I Love U...
U Blushed.. U Look Down And Smile

وقتی 15 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ...صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی...

When U Were 20 Yrs Old, I Said I Love U...
U Put Ur Head On My Shoulder And Hold My Hand...
Afraid That I Might Dissapear...

وقتی که 20 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از این که منو از دست بدی وحشت داشتی...

When U Were 25 Yrs Old, I Said I Love U...
U Prepare Breakfast And Serve It In Front Of Me

  And Kiss My Forhead
N Said :"U Better Be Quick, Is's Gonna Be Late.."

وقتی که 25 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم... صبحانه مو آماده کردی و برام آوردی. پیشونیم رو بوسیدی و گفتی بهتره عجله کنی... داره دیرت می شه...

When U Were 30 Yrs Old, I Said I Love U...
U Said: "If U Really Love Me, Please Come Back Early After Work.."

وقتی 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم... بهم گفتی اگه راستی راستی دوستم داری.بعد از کارت زود بیا خونه...

When U Were 40 Yrs Old, I Said I Love U...
U Were Cleaning The Dining Table And Said: "Ok Dear,
But It's Time For
U To Help Our Child With His/Her Revision.."

 وقتی  40 ساله شدی و من بهت گفتم که دوستت دارم تو داشتی میز شام رو تمیز می کردی و گفتی. باشه عزیزم ولی الان وقت اینه که بری تو درس ها  به بچه مون کمک کنی...

When U Were 50 Yrs Old, I Said I Love U..
U Were Knitting And U Laugh At Me

وقتی  که 50 سالت شد و من بهت گفتم که دوستت دارم  تو همون جور که بافتنی می بافتی بهم نگاه کردی و خندیدى...

When U Were 60 Yrs Old, I Said I Love U...
U Smile At Me

 وقتی  60 سالت شد بهت گفتم که چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند زدی ...

When U Were 70 Yrs Old. I Said I Love U...
We Sitting On The Rocking Chair With Our Glasses On..
I'M Reading Your Love Letter That U Sent To Me 50 Yrs Ago..
With Our Hand Crossing Together

وقتی که 70 ساله شدی و من بهت گفتم دوستت دارم در حالی که روی صندلی راحتیمون نشسته بودیم من نامه های عاشقانه ات رو که 50 سال پیش برای من نوشته بودی رو می خوندم و دستامون تو دست هم بود...

When U Were 80 Yrs Old, U Said U Love Me!
I Didn't Say Anything But Cried...

وقتی  که 80 سالت شد این تو بودی که گفتی که من رو دوست داری. نتونستم چیزی بگم. فقط اشک در چشمام جمع شد...

That Day Must Be The Happiest Day Of My Life!
Because U Said U Love Me !!!

اون روز بهترین روز زندگی من بود. چون تو هم گفتی که منو دوست دارى...

to tell someone how much you love,
how much you care.
Because when they’re gone,
no matter how loud you shout and cry,
they won’t hear you anymore

به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی چون زمانی که از دستش بدی مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی اون دیگر صدایت را نخواهد شنید...

+ نوشته شده در جمعه 1388/03/15ساعت 9:18 توسط شهاب آسمان |


وقتی زور ، جامه تقوی می پوشد ، بزرگترین فاجعه در تاریخ پدید می آید ! 

فاجعه ای که قربانی خاموش و بی دفاعش علی است و فاطمه و بعدها دیدیم که فرزندانشان یکایک و اخلافشان همه ! 

« دکتر علی شریعتی »

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/14ساعت 9:27 توسط شهاب آسمان |


خداوندا

 اگر روزي بشر گردي

 ز حال ما خبر گردي

 پشيمان مي شوي از قصه خلقت

 از اين بودن از اين بدعت

 خداوندا

نمي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا

چه دشوار است

 چه زجري مي کشد آنکس که انسان است

و  از احساس سرشار است

 

"دکتر علی شریعتی"

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/03/12ساعت 17:6 توسط شهاب آسمان |


خدایا:عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار.                          دکتر شریعتی

عشق تنها با اشک سخن میگوید.                                       دکتر شریعتی

نیایش و دعایی که زاییده روح عاشق است:احساس عشق.    دکتر شریعتی

عشق زاده تنهایی است و تنهایی زاییده عشق است.           دکتر شریعتی

عشق تجلی اش پرستش و نیایش است.                          دکتر شریعتی

+ نوشته شده در جمعه 1388/03/08ساعت 12:29 توسط شهاب آسمان |


 

 

 

مائیم و نوای بی نوایی...

                                       بسم الله اگر حریف مائی...

بازم سلام.اسم این دلنوشته رو گذاشتم زمزمه دل چون نمیخوام خیلی بنویسم نه اینکه نخوام دلم اجازه نمیده بیشتر از این قلم دست بگیرم و میگه همین و بس:

هر زمان که می خواهم فکر کنم فقط یک چیز می آید:

                                چرا؟!!

                                           چرا؟؟!

                                                     چرا؟؟!

ولی هروقتم که میگم چرا؟!! معلم شهیدم دکتر علی شریعتی بهم میگه:

دنیا را بدساختند...

  کسی را که دوست داری.دوستت ندارد

کسی که تو را دوست دارد.تو دوستش نداری.

 اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آیین زندگانی به هم نمی رسند

من هم که این سخنان معلم رو می شنوم خاموش می شوم و فقط از دل زمزمه می کنم.

هر وقت این ها رو می خوام بگم به خدا میگم خودم گفتم که:

 به تیغم گر کشد دستش نگیرم...

                               و گر تیرم زند منت پذیرم...

هنوز هم سر حرفم می ایستم!

و به منظورحسن ختام این زمزمه:

الهی!

 به هر صفت که هستم به خواست تو موقوفم!

               به هر نام که مرا خوانند . به بندگی تو معروفم!

تا جان دارم رخت از این کوی بر ندارم!

               او که تو آن اویی بهشت او را بنده است!

او که تو در زندگانی اویی.جاوید زنده است!

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/06ساعت 16:35 توسط شهاب آسمان |


ای کاش فدک این همه اسرار نداشت...

                            ای کاش مدینه در و دیوار نداشت!

فریاد دل محسن زهرا این است!

                         ای کاش در سوخته مسمار نداشت...

شهادت جانسوز حضرت فاطمه زهرا قره عین الرسول بر تمامی شیعیان جهان تسلیت باد

تار و پود مصطفی کی یاس بود...

                                   آن هم بسوخت...

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/03/05ساعت 20:0 توسط شهاب آسمان |


 

 

 

 

بازم سلام..

بعد از چند وقتا که خودم دست به قلم نشده بودم دوباره می خوام بنویسم...

         میدونید که چرا؟؟چون دلم دوباره گرفته!چون دلم دوباره قلم دست گرفته!اما این بار خیلی گرفته!

به خاطر همینم که این بار خیلی گرفته دیگه نمیگم دل نوشته میگم : ..::.فریاد دل.::..

اما نمیدونم این فریاده چی میگه!!! میدونی چرا؟!! چون خیلی صداش بلنده! طبق قانون های فیزیکم که ما فقط میتونیم صوت رو بشنویم ولی فرو صوت و فراصوت از حیطه ی شنیدن ما خارجه!این فریاد دل منم انقدر بلنده که تبدیل به فراصوت شده!

خودمم نمیشنوم!چه برسه به بقیه!ولی خودم احساسش میکنم!اما... هیچکس دیگه ای نمیتونه احساسش کنه!

خودم احساسش میکنم!چون: لحظه های شیرینی که تبدیل به خاطرات شده برام بغض ایجاد میکنه!باعث گریه های شبانه ام میشه!خودم احساسش  کنم چون به موقعیتم حساسم!خودم احساش می کنم چون از در و دیوار صداهایی می شنوم!!!!!در ودیوار؟؟؟یعنی همون مثل معروف که میگه: دیوار موش داره...موشم گوش داره!بی خیال!

نا شکر نشیم!تو دل نوشته های قبلی خدا رو شکر می گفتیم...تو این دل نوشته هم باید بگم خداجوووون هر طوری بشه من یکی تا ته ته تهش نوکرتم!

الهی!

    فریاد از یاد به اندازه و دیدار به هنگام!

                     و از آشنایی به نشان و دوستی بی پیغام!

 خدایا!نمیدونم چی بگم!میگم فقط فریاد رو احساس می کنم!درک می کنم!یه وقتایی هم...

بی خیال!

نمیدونم چرا تا قبل اینکه قلم دست بگیرم انواع و اقسام جملات توی سرم دور میزنه!تازه اون موقع که دلم اجازه نوشتن نمیده ولی تا دلم اجازه نوشتن بهم میده جملات هی ازم فرار می کنن!تا ننویسمشون!

   الهی!

  الهی همه از تو ترسند و من از خود!

               از تو همه نیکی دیده ام و از خویش همه بد!

حال که این همه از تو  نیکی دیده ام و میدونم می بینم و خواهم دید چون تو رحمانی!تو رحیمی!تو کریمی! بازم یه درخواست!همون در خواست همیشگی ...:::آرامش:::... البته خودم میدونم و اعتقاد دارم به اینکه هر وقت انسان از خدا بخواد قوی بشه خدا براش مشکلاتی رو میگذاره سر راهش تا هم زمانیکه در حال تلاش باری حل اون مشکله خودش رو بپرورونه و هم زمان نتیجه گیری لذتی براش باشه تا سختی راه رو فراموش کنه تازه اگرم به هدفش نرسیده باشه بازم برد کرده اونم بخاطر این که تو این مخاطرات قوی و قوی تر شده تا در مقابل مشکلات بزرگتر بتونه بایسته به جا خودش مشکلات رو به زانو در بیاره!    

حالا که این همه لطف داری و داری خودت اینطوری حالا بگیم امتحان می کنی یا لطف می کنی و قوی ترم می کنی!خودت راهش رو برام هموار کن!خودت آرامش بهم بده! خودت کاری کن بتونم از این همه خاطره و مخاطره به عنوان تجارب  سازنده ام استفاده کنم!خودت!

بازم جمله معروف معلم شهیدم دکتر علی شریعتی که تقریبا توی همه ی دلنوشته هام تکرار کردم  رو می گم :

اگر تنها ترین تنها شوم!باز هم خدا هست!

                                   او جانشین همه ی نداشتنی ها ی من است!

و بازم مثل همیشه میگم : ادرکنی!ادرکنی!ادرکنی!....نه! ادرکنا!ادرکنا!ادرکنا! چون فقط من نیستم..این همه جووون مثل خودم!با حرفای دلم و الانم با فریاد دلم!

به قول یکی از دوستان خوبم که در جواب دل نوشته های قبلی لطف کرده بود و نوشته بود:

آهی که از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند!

منم که فقط دلم می نویسه یعنی اگه شورع بنوشتن کنم دلم بهم دستور داده!می نویسم تا سبک شم! به قول یکی دیگه از دوستای خوبم که اون بار اولی که اولین دل نوشته من رو خوند گفت:باورم نمیشه تو نوشته باشی و یک جمله قشنگ به کار برد که سر لوحه ی دل نوشته های منه اونم اینه که:

"نویسندگی لمس دوباره انسانیت است"            

الهی!

از بوده نالم یا از نبوده!

                 از بوده محال است و از نبوده بیهوده!

 

آرزوی همیشگیم:

                  همیشه و همه جا آسمونی باشید!

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/03ساعت 19:49 توسط شهاب آسمان |


 

 

 

تاحالا به دستات و نقش اونا تو زندگی توجه کردی! می توونی حدس بزنی دستات تا الان چقدر برات کار انجام دادن؟

خوب فکر کن، اون لحظه قشنگی که دست تو، دست محبوبت رو گرفته بود و تو گرمای وجودش رو حس می کردی یادت هست؟ اون لحظه رو چی، اون لحظه که تند تند تست های کنکور رو حل می کردی و پشت سرهم مربع های کوچولو رو سیاه می کردی اون لحظه اصلا حواست به دستات بود که عجب نعمتیه؟!

آره دستای تو کارای زیادی رو انجام می دن، ممکنه تو یه روز سرد دستای یخ زدت رو به هم بمالی تا گرم بشه، گاهی ممکنه با دستات پای برگه های مهمی رو امضا کنی. ممکنه با دستات پای یه برگ چک رو امضا کنی و بعدش خدای نکرده پشیمون بشی و اون وقت می گی ای داد بیداد کاش دستم می شکست و این کار رو نمی کردم. بعضی وقتا هم پای یه برگه رو امضا می کنی و اون وقت تا آخر عمرت یه همدم خوب و مهربون داری. گاهی اوقات هم ممکنه دستای تو دستای یکی دیگه رو به گرمی فشار بده و یه دوستی خوب رو شروع کنی، ممکنه با دستات یه اثر هنری خلق کنی مثل یه نقاشی زیبا یا یک موسیقی دلنشین. ممکنه وقتی که خیلی ناراحتی دستات رو زیر چونت بذاری یا با دستات زانوات رو بغل کنی یا وقتی که خوشحالی و هیجان داری با دستات سر و صدا کنی یا دستات رو تو هوا تکون بدی و برقصی. ممکنه از اون آدمایی باشی که موقع حرف زدن پنجاه درصد منظورشون رو با حرکت دستاشون نشون می دن.

این چیزا رو به یادت آوردم که بدونی با دستات خیلی کارا می کنی از کارای پیش پا افتاده روزمره بگیر تا کارای مهم و سرنوشت ساز.. اما همه اینارو که یک طرف بذاریم یه کار دیگه هم با دستات می کنی که سوای ایناست! اون هم وقتیه که همه درها به روت بسته اس.

وقتی که از همه کس و همه جا ناامیدی، وقتی که دیگه عقلت به جایی قد نمی ده، اون وقت موقع دلت می رسه، دلت هم بهت می گه برو به سمتش، برو که تنها خونه امید اونجاست، برو که هر کی رفته دسته خالی برنگشته. اما چه جوری اون جا که خیلی بالاست تو هم که رو زمینی وسط این همه آدم خاکی؟! اون موقع است که دستات به کمکت می آن، تو شاید نتونی جسمت رو تا منزل مقصود ببری اما می تونی دستات رو دراز کنی به سمتش،     می تونی دستات رو بالا بگیری و از ته قلب صداش کنی، داد بزنی ای بی همتای بزرگ کمک کن... و اون قبل از هر چیز به دستایی نگاه می کنه که تو گرفتی به سمتش  و اون وقت حاجت تو رو می ذاره کف دستت، بعد تو احساس می کنی که قلبت آروم شده... اما این دست تو که این قدر مهم و عزیزه، که اون بزرگ بخشنده بهش توجه داره تا حالا چه کارایی کرده؟ تا حالا شده دست نیازی رو که به طرفش دراز شده بگیره یا کار خیری رو باهاش انجام بده؟ تا حالا شده با دستات در بسته ناامیدی رو باز کنی؟! اگه جوابت مثبته پس گلی به گوشه جمالت، اگر هم که نشده ناراحت نباش اون حواسش به تو هست نا امیدت نمی کنه به تو فرصت جبران می ده از فرصتاش خوب استفاده کن چون ممکنه باز هم دستات بره به سمتش اون وقته که اگه دستات پر باشه، رو سفید، سرت رو بالا    می گیری و اون زودتر از همیشه جوابت رو می ده. پس تا وقت داری دستات رو پر کن از اقاقیای محبت، تا وقتی دستات رو می گیری به سمتش بوی مست کننده دستای تو فرشته ها رو گیج کنه...

حالا باز دستات رو نگاه کن، همین الان هم خیلی کارا می تونی انجام بدی همین الان هم خیلی ها چشم به راه یه دست مهربون مثل دستای تو هستن، پاشو که چشم انتظاری خیلی بده!!

 

+ نوشته شده در شنبه 1388/03/02ساعت 17:11 توسط شهاب آسمان |


 Persian Gulf