تبليغاتX
شهاب آسمان

شهاب آسمان

!!بدون شرح!!

الهی!

من چه دانستم که:مزدور است کسی کو را بهشت راس الماس است...

                                    و عارف اوست که در آرزوی یک لحظه وصال است؟....

من دانستم که حیرت به وصال تو طریق است...

                                   و تو را او بیش جوید که در تو غریق است...

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/04/30ساعت 22:52 توسط شهاب آسمان |


 

 

در زندگی دو تراژدی وجود دارد. اولی اینکه به مراد قلبت نرسی و دومی اینکه به آن برسی.

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/29ساعت 12:13 توسط شهاب آسمان |


آن شب ، شب بیست و هفتم رجب بود . محمد غرق در اندیشه بود که ناگهان صدایی گیرا و گرم درغار پیچید : بخوان! بخوان به نام پروردگارت که بیافرید ، آدمی را از لخته خونی آفرید ، بخوان که پروردگار تو ارجمندترین است ، همو که با قلم آموخت ، و به آدمی آنچه را که نمی دانست بیاموخت . . . عید مبعث مبارک باد

 

اس ام اس تبریک عید سعید مبعث  

تو اکنون شهر علم و اجتهادی ، تو رب النوع شمشیر و جهادی ، تو خورشیدی شدی در گوشه غار ، بر نور تو شد خورشید و مه تار ، بتاب و روشنی بخش جهان باش ، مهین پیغمبر آخر زمان باش . عید پیامبری رسول خدا مبارک

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/04/28ساعت 13:13 توسط شهاب آسمان |


در پاسخ به دوست خوبم "ق"

اول سلام

خوش اومدید

میخواستم از عدم حضورتم گله کنم که خوب دلایل و بهانه ات راهش رو بست و پس منم باید بهت بگم خسته نباشید

در مورد حرف هات هم ممنونم نه تنها ناراحت نشدم بلکه کاملا خوشحال شدم چون موضوعات رو شاید تونسته باشم حلش کنم به خاطر همینم هست که کمتر از اون متنها می نویسم ولی خوب مشکل هر کس تو دل خودشه و آدمی بی مشکل اصلا آدمیت نیست چون شکست ها باعث قوی تر شدن روح میشه الحمدلله به لطف خدا و چند تا دوست خوب تونستم تا الان بخش عظیمش رو حل کنم و به این نتیجه برسم که مشکلات باید وجود داشته باشند تا انسانها بفهمند چقدر قدرت مقابله باهاش رو دارند خدا کممک کرد و الحمدلله دارم به یه جاهایی می رسم. باید بگم بازم منتظر حضور انرژی بخشت میمونم...همیشه و همه جا آسمونی باشی

 

هدیه:

در خواب بدم مرا خردمندی گفت...

                                کز خواب گسی را گلی نشکفت...

امیدوارم تا حالا تونسته باشم حرکاتی کنتم که دیگه توی خواب نباشم و باعث بیداری انسانهای دیگه هم شده باشم...در این مورد من نباید نظر بدم..تسلیم!!! منتظرم

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/04/28ساعت 13:8 توسط شهاب آسمان |


سلام..بازم مثل همیشه داشتم میل هام رو چک می کردم که به یه داستان برخوردم که توجه من رو به خودش جلب کرد من که نتیجه گرفتم میشه از نقص های خودمون به عنوان راه رسیدن به کمال استفاده کنیم چون همه دارای نقص هایی هستیم امیدوارم شما هم نتایج خوبی بگیرید و برام بنویسید...

 

نمایه ای از خرد باستان

یک پیرزن چینی دو کوزه آب داشت که آن ها را به دو سر چوبی که روی دوشش می گذاشت، آویخته بود و از این کوزه ها برای آوردن آب از جویبار استفاده می کرد.

 یکی از این کوزه ها ترک داشت، در حالی که کوزه دیگر بی عیب و سالم بود و همه آب را در خود نگه می داشت.

هر بار که زن پس از پر کردن کوزه ها، راه دراز جویبار تا خانه را می پیمود، آب از کوزه ای که ترک داشت چکه می کرد و زمانی که زن به خانه می رسید، کوزه نیمه پر بود. دو سال تمام، هر روز زن این کار را انجام می داد و همیشه کوزه ای که ترک داشت، نیمی از آبش را در راه از دست می داد. البته کوزه سالم و بدون ترک خیلی به خودش می بالید.

ولی بیچاره کوزه ترک دار از خودش خجالت می کشید. از عیبی که داشت و از این که تنها نیمی از وظیفه ای را که برایش در نظر گرفته بودند، می توانست انجام دهد. پس از دوسال سرانجام روزی کوزه ترک دار در کنار جویبار به زن گفت: من از خویشتن شرمسارم. زیرا این شکافی که در پهلوی من است، سبب نشت آب می شود و زمانی که تو به خانه می رسی، من نیمه پر هستم.

پیر زن لبخندی زد و به کوزه ترک دار گفت: آیا تو به گل هايی که در این سوی راه، یعنی سويی که تو هستی، توجه کرده ای؟ می بینی که در سوی دیگر راه گلی نرويیده است.

من همیشه از کاستی و نقص تو آگاه بودم و برای همین در کنار راه تخم گل کاشتم تا هر روز که از جویبار به خانه بر می گردم تو آن ها را آب بدهی. دو سال تمام، من از گل هايی که این جا رويیده اند چیده ام  و خانه ام را با آن ها  آراسته ام. اگر تو این ترک را نداشتی، هرگز این گل ها و زیبايی آن ها به خانه من راه نمی یافت.

هر یک از ما عیب ها و کاستی های خود را داریم. ولی همین کاستی ها و عیب هاست که زندگی ما را دلپذیر و شیرین می سازد. ما باید انسان ها را همان جور که هستند بپذیریم و خوبی را که در آن هاست ببینیم. برای همۀ شما کوزه های ترک برداشته آرزوی خوشی می کنم و یادتان باشد که گل هايی را که در سمت شما رويیده اند ببويید.

از کاستی های خود نهراسیم. زیرا خداوند در راه زندگی ما گل هايی کاشته است که کاستی های ما آن ها را می رویاند.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/24ساعت 14:23 توسط شهاب آسمان |


سریعترین و ساده ترین راه به سوی خدا راه عشق است.

جی.پی.وسوانی

 

اعتبار کلمات به عمل و اقدام است.

ترنس

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/24ساعت 14:6 توسط شهاب آسمان |


روضه ی روح من رضا تو باد...

                           قبله گاهم در سرای تو باد...

سرمه ی دیده ی جهان بینم...

                          تا بود.گرد خاک تو باد...

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/04/21ساعت 10:28 توسط شهاب آسمان |


ای دیده و دل از تو دگرگون مادام...

                             ای آنکه به تدبیر تو گردد ایام...

ای آنکه به دست توست احوال جهان...

                              حکمی فرما که گردد ایام به کام...

 

 

بازم صدای دلم در اومد..بازم فکر وخیال...بازم حسرت...بازم غم گذشته!!! من ندانم که چرا دارم می نویسم...برای کی دارم می نویسم...نتیجه ی نوشتن های چی میشه فقط دانم که اگه ننویسم خفه میشم..چون پر میشم و جایی برای هیچ حرف و فکری ندارم!!!!می نویسم تا خالی شم!می نویسم تا به ظاهر جنبه ی همه چیز داشته باشم!ولی نمیدانم که تا کجا می کشه!تا کجا دووم میارم..یا تا کجا بیخیال میشم!(که اگه.........!بیخیال شم!!!) اونم فقط به فرمان یکتای بی نیاز که اگر حکم کند مثل همیشه سر تسلیم فرود آورده و گویم:

هرچه خدا خواهد پیش آید................... و هرچه پیش آید خوش آید.....

به فرمان او و برای او و به یاد او!از خود خدا می خواهم تا در این ماه عزیز(چون همه میدونیم که رجب المرجب یکی از عزیزترین ماههاست)به برکت همین ماه کمکم کنه...::..آرامش..::... بهم بده با هر تدبیر و درایت و راه که خود صلاح می داند چون صلاح بندگان رو خدا میدونه کمکم کنه!

الحمدلله تازگی که نه از اول اعتقادات خاصی نسبت به مسائل خاص داشتم که تا اینجا تونستم با یکی از اون اعتقادات خیلی از سوالهام رو جواب بدم ولی خوب خیلی از علامت سوال های ذهنم باقی مونده و جز یاری خود خدا کس نتواند که درمان کند این درد را....ببخشید یه دفعه مثل ادبای قدیم فعل ها و جملاتم تغییر می کنه ولی  وقتی خیلی دلم درد میاد که بهم اجازه نوشتن میده بعضی فعل ها ناخود آگاه میاد به بزرگی خود ببخشید...نمیدونم میخواستم خیلی چیزای دیگه بگم ولی تا همین جا دلم اجازه میده!

+ نوشته شده در جمعه 1388/04/19ساعت 12:45 توسط شهاب آسمان |


نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد 

                 نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت 

ولی بسیار مشتاقم 

                که از خاک گلویم سوتکی سازد، 

                       گلویم سوتکی باشد،بدست کودکی گستاخ و بازیگوش 

                                      و او یکریز و پی در پی  

                 دم گرم و چموش خویش را بر گلویم سخت بفشارد 

                                        و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد، 

                بدین سان بشکند در من، 

                                       سکوت مرگبارم را......... 

                                                  «دکتر علی شریعتی»    

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/17ساعت 19:25 توسط شهاب آسمان |


ولادت با سعادت مولای متقیان.امیر مومنان علی(ع) و...

روز پدر مبارک باد.

محکم من، ای پدر جان / ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان

ای نام زیبایت همیشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم . . .

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/15ساعت 12:35 توسط شهاب آسمان |


الهی!

ای حجت را یاد و انس را یادگار...

                         خود حاضری.ما را جستن چه به کار...

+ نوشته شده در شنبه 1388/04/13ساعت 11:41 توسط شهاب آسمان |


ندهد فرصت گفتار به محتاج کریم ...

                    گوش این طایفه آواز گدا نشنیده است...

   میلاد باسعادت حضرت جواد الائمه علیهما السلام

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/04/11ساعت 12:5 توسط شهاب آسمان |


لبخند بدون اينكه دهنده اش را فقير كند ، گيرنده اش را ثروتمند مي كند

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/04/09ساعت 12:47 توسط شهاب آسمان |


 باران

سزای پرنده است.

فرصت پرواز را به گیاه می بخشد.

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/08ساعت 22:26 توسط شهاب آسمان |


 

آیا تو کجا و ما کجائیم؟

                        تو زان که ای که ما تو راییم

مائیم و نوای بی نوایی

                           یسم الله اگر حریف مائی

+ نوشته شده در شنبه 1388/04/06ساعت 22:46 توسط شهاب آسمان |


خداوندا!

هرکس را آتش دل است و این بیچاره را در جان از آن است

که هرکس را سر و سامان است و این درویش

بی سر و سامان است.

                                           کشف الاسرار

+ نوشته شده در جمعه 1388/04/05ساعت 12:15 توسط شهاب آسمان |


سلام!

بالاخره این روزهای خوب خدا هم فرا رسید!همونطور که همه دوستان میدونند امشب که اولین شب جمعه ماه رجب به عنوان لیله الرغائب که همون شب آرزوهاست نام گرفته!
امیدوارم تو این شب آرزوها همه ی خداجویان به آرزوهای قشنگشون برسند!

راستی امشب منم از دعای خیرتون فراموش نکنید!

تو این پست مطالب و اعمال مربوط به این شب رو براتون گذاشتم

                                                                                          التماس دعا!

شب جمعه اول ماه رجب را ليله الرغائب مي گويند. از براي آن عملي از حضرت رسول صلي الله عليه واله وارده شده با فضيلت بسيار. سيد در اقبال و علامه در اجازه بني زهره نقل کرده اند: از جمله فضيلت او آنکه گناهان بسيار به سبب او آمرزده شود و آنکه هر که اين نماز را بگذارد، چون شب اول قبر او شود، حقتعالي بفرستد ثواب اين نماز را بسوي او به نيکوترين صورتي با روي گشاده و درخشان و زيبان فصيح.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/04/04ساعت 11:21 توسط شهاب آسمان |


حلول ماه رجب لمرجب رو گرامی میدارم و از همه دوستان و عزیزان میخواهم در این ماه خدا من رو از دعای خیرشون فراموش نکنند!

ماه رجب ماه خدا!لیله الرغائب:شب آرزوها!!!در این ماه خدا و روزهای خدا و شب آرزو ها من رو هم دعا کنید تا به همه ی آرزو هام برسم من هم به شرط لیاقت دعا گوی همه ی دوستان هستم تا به آرزو های قشنگتون برسید:

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/03ساعت 0:18 توسط شهاب آسمان |


الهی!

نور دیده ی آشنایانی!روز دولت عارفانی!

لطیفا!

چراغ دل مریدانی!و انس جان غریبانی

کریما!

آسایش سینه ی محبانی! و نهایت همت قاصدانی!

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 22:2 توسط شهاب آسمان |


 Persian Gulf