تبليغاتX
شهاب آسمان

شهاب آسمان

!!بدون شرح!!

 

 

مجنون را به محکمه عدل بردند گفتند: توبه کن!

گفت: خدایا عاشقم!عاشق ترم کن!

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/06/29ساعت 10:10 توسط شهاب آسمان |


 

به پروانه نگاه نکن  تا هر گلی می بینه روش می شینه

 

 

                                   وفا را از ماهی بیاموز که تا از آب جدا میشه می میره

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/06/26ساعت 15:7 توسط شهاب آسمان |


الهی!

من چه دانستم که بر کشته ی دوستی قصاص است؟

                              چون بنگرستم این معاملت. تو را با خاص است!

الهی!

آمدم با دو دست تهی ! بسوختم بر امید روز بهی!

                              چه بود اگر از فضل خود بر این خسته دلم مرهم نهی!

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/06/22ساعت 4:27 توسط شهاب آسمان |


۲۱ رمضان المبارک سالروز

شهادت مظلومانه امیرالمونین حضرت علی (ع)

 بر همه شیعیان جهات تسلیت باد .

یا حیدر کرار

در ادامه خطبه ای از حضرت علی (ع) برای یاد آوردن خطبه های امام علی (ع)قرار دادم.

حمد باد خداوندى را که سخنوران در ثنایش فرو مانند و شمارندگان از شمارش نعمتهایش عاجز آیند و کوشندگان هر چه کوشند ، حق نعمتش را آنسان که شایسته اوست ، ادا کردن نتوانند . خداوندى ، که اندیشه‏هاى دور پرواز او را درک نکنند و زیرکان تیزهوش ، به عمق جلال و جبروت او نرسند . خداوندى که فراخناى صفاتش را نه حدّى است و نه نهایتى و وصف جلال و جمال او را سخنى درخور نتوان یافت ، که در زمان نگنجد و مدت نپذیرد . آفریدگان را به قدرت خویش بیافرید و بادهاى باران زاى را بپراکند تا بشارت باران رحمت او دهند و به صخره‏هاى کوهساران ، زمینش را از لرزش بازداشت .

متن کامل خطبه + متن عربی خطبه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/06/19ساعت 16:25 توسط شهاب آسمان |


باز امشب حق صدایم کرده است...

                                       وارد مهمان سرایم کرده است...

با همه نقصی که در من بوده است...

                                     باز او دعوت بنموده است...

 

در شب های قدر در لحظات بارانی دلتان

از تشنه ی اسیر در بیابان یادی کنید.

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/06/17ساعت 15:33 توسط شهاب آسمان |


الهی!

از آنچه نخواستی چه آید؟و آن را که نخواندی کی آید؟

                      نا کشته را از آب چیست؟و نا بایسته را جواب چیست؟

تلخ را چه سود اگر آب خوش در جوار است؟

                     و خار را چه حاصل از آن بوی گل در کنار است؟

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/06/17ساعت 1:4 توسط شهاب آسمان |


 

حيات طيبه

چشمانت را برای کسی که معنای نگاهت را نمی فهمد گریان مکن

+ نوشته شده در جمعه 1388/06/13ساعت 14:33 توسط شهاب آسمان |


الهی!

به هر صفت که هستم به خواست تو موقوفم!

                         به هر نام که مرا خوانند به بندگی تو معروفم!

تا جان دارم. رخت ازین کوی بر ندارم!

                       او که تو آن اویی بهشت او را بنده است!

او که تو در زندگانی اویی . جاوید زنده است!

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/06/10ساعت 14:4 توسط شهاب آسمان |


 

وفا داری را از گل بیاموز...

                             زیرا به هر شاخه که می چسبه روی همون شاخه می میره...

+ نوشته شده در شنبه 1388/06/07ساعت 0:34 توسط شهاب آسمان |


رهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش...

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/06/05ساعت 14:39 توسط شهاب آسمان |


سلام

در جواب دوستی که با عنوان "ستاره صبح" قدم رنجه کرده و و آسمون دل تنگیهای من رو مورد لطف قرار داده و در جواب سوالشون باید بگم به لطف خدا تونستم تا بخشی از اون رو حل کنم و زیر سایه عنایت حضرت حق به آرامشی نسبی دست پیدا کنم.

همیشه و همه جا آسمونی باشید.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/06/05ساعت 14:33 توسط شهاب آسمان |


 

پدرمومن من ... مادر مقدس من ... نماز تو یک ورزش تکراری است بدون هیچ اثر اخلاقی و اصلاح عملی و حتی نتیجه بهداشتی ! که صبح و ظهر و شب انجام می دهی اما نه معانی الفاظ و ارکانش را می دانی و نه فلسفه حقیقی و هدف اساسی اش را می فهمی. تمام نتیجه کار تو و آثار نماز تو این است که پشت تو قوز درآورد و پیشانی صافت پینه بست و فرق من بی نماز با تو نمازگزار فقط این است که من این دو علامت تقوی را ندارم!

تو می گویی: نماز خواندن با خدا سخن گفتن است. تصورش را بکن کسی با مخاطبی مشغول حرف زدن باشد اما خودش نفهمد که دارد چه می گوید؟ فقط تمام کوشش اش این باشد که با دقت و وسواس مضجکی الفاظ و حروف را از مخارج اصلی اش صادر کند. اگر هنگام حرف زدن "ص" را "س" تلفظ کند حرف زدنش غلط می شود اما اگر اصلا نفهمد چه حرفهایی می زند و به مخاطبش چه می گوید غلط نمی شود!

اگر کسی روزی پنج بار و هر بار چند بار با مقدمات و تشریفات دقیق و حساس پیش شما بیاید و با حالتی ملتمسانه و عاجزانه و اصرار و زاری چیزی را از شما بخواهد و ببینید که با وسواس عجیبی و خواهش همیشگی خود را تلفظ می کند اما خودش نمی فهمد که چه درخواستی از شما دارد چه حالتی به شما دست می دهد؟ شما به او چه می دهید؟ و وقتی متوجه شدید که این کار برایش یک عادت شده و یا بعنوان وظیفه یا ترس از شما هم انجام می دهد دیگر چه می کنید؟ گوشتان را پنبه نمی کنید؟

اگر خدا از آدم خیلی بی شعور و بلکه آدمی که مایه مخصوص ضد شعور دارد بدش بیاید همان رکعت اول اولین نمازش با یک لگد پشت به قبله از درگاه خود بیرونش می اندازد و پرتش می کند توی بدترین جاهای جهان سوم تا در چنگ استعمار همچون چهارپایان زبان بسته ی نجیب بار بکشد و خار هم نخورد و شکر خدا کند و در آرزوی بهشت آخرت در دوزخ دنیا زندگی کند و در لهیب آتش و ذلت و جهل و فقر خود ابولهب باشد و زنش حماله الحطب!!!

و اگر خدا ترحم کند رهایش می کند تا همچون خر خراس تمام عمر بر عادت خویش در دوار سرسام آور بلاهت دور زند و دور زند و دور زند...... و در غروب یک عمر حرکت و طی طریق در این" مذهب دوری" به همان نقطه ای رسد که صبح آغاز کرده بود. با چشم بسته تا نبیند که چه می کند و با پوز بسته تا نخورد از آنچه می سازد! و این است بنده مومن آنچه عفت و تقوی می گویند.

کجایی پدر مومن من... مادر مقدس من... وای بر شما نمازگزارانی که سخت غافلید و از نماز نیز. در خیالتان  خدای آسمان را نماز می برید و در عمل بت های قرن را. خداوندان زمین را... 

بت هایی را که دیگر مجسمه های ساده و گنگ و عاجز عصر ابراهیم و سرزمین محمد نیستند...

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/06/03ساعت 12:47 توسط شهاب آسمان |


همه اشخاص خوشبخت خدا را در دل دارند.

 

وقتی جنبه های منفی مسایل را ببینیم عملا زیر بنای فکری ما نیز به صورت منفی در می آید.

"هیوز"

 

با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنبد.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/06/01ساعت 15:56 توسط شهاب آسمان |


 Persian Gulf