تبليغاتX
شهاب آسمان - دل نوشته...(فریاد دل)

شهاب آسمان

!!بدون شرح!!

 

 

 

 

بازم سلام..

بعد از چند وقتا که خودم دست به قلم نشده بودم دوباره می خوام بنویسم...

         میدونید که چرا؟؟چون دلم دوباره گرفته!چون دلم دوباره قلم دست گرفته!اما این بار خیلی گرفته!

به خاطر همینم که این بار خیلی گرفته دیگه نمیگم دل نوشته میگم : ..::.فریاد دل.::..

اما نمیدونم این فریاده چی میگه!!! میدونی چرا؟!! چون خیلی صداش بلنده! طبق قانون های فیزیکم که ما فقط میتونیم صوت رو بشنویم ولی فرو صوت و فراصوت از حیطه ی شنیدن ما خارجه!این فریاد دل منم انقدر بلنده که تبدیل به فراصوت شده!

خودمم نمیشنوم!چه برسه به بقیه!ولی خودم احساسش میکنم!اما... هیچکس دیگه ای نمیتونه احساسش کنه!

خودم احساسش میکنم!چون: لحظه های شیرینی که تبدیل به خاطرات شده برام بغض ایجاد میکنه!باعث گریه های شبانه ام میشه!خودم احساسش  کنم چون به موقعیتم حساسم!خودم احساش می کنم چون از در و دیوار صداهایی می شنوم!!!!!در ودیوار؟؟؟یعنی همون مثل معروف که میگه: دیوار موش داره...موشم گوش داره!بی خیال!

نا شکر نشیم!تو دل نوشته های قبلی خدا رو شکر می گفتیم...تو این دل نوشته هم باید بگم خداجوووون هر طوری بشه من یکی تا ته ته تهش نوکرتم!

الهی!

    فریاد از یاد به اندازه و دیدار به هنگام!

                     و از آشنایی به نشان و دوستی بی پیغام!

 خدایا!نمیدونم چی بگم!میگم فقط فریاد رو احساس می کنم!درک می کنم!یه وقتایی هم...

بی خیال!

نمیدونم چرا تا قبل اینکه قلم دست بگیرم انواع و اقسام جملات توی سرم دور میزنه!تازه اون موقع که دلم اجازه نوشتن نمیده ولی تا دلم اجازه نوشتن بهم میده جملات هی ازم فرار می کنن!تا ننویسمشون!

   الهی!

  الهی همه از تو ترسند و من از خود!

               از تو همه نیکی دیده ام و از خویش همه بد!

حال که این همه از تو  نیکی دیده ام و میدونم می بینم و خواهم دید چون تو رحمانی!تو رحیمی!تو کریمی! بازم یه درخواست!همون در خواست همیشگی ...:::آرامش:::... البته خودم میدونم و اعتقاد دارم به اینکه هر وقت انسان از خدا بخواد قوی بشه خدا براش مشکلاتی رو میگذاره سر راهش تا هم زمانیکه در حال تلاش باری حل اون مشکله خودش رو بپرورونه و هم زمان نتیجه گیری لذتی براش باشه تا سختی راه رو فراموش کنه تازه اگرم به هدفش نرسیده باشه بازم برد کرده اونم بخاطر این که تو این مخاطرات قوی و قوی تر شده تا در مقابل مشکلات بزرگتر بتونه بایسته به جا خودش مشکلات رو به زانو در بیاره!    

حالا که این همه لطف داری و داری خودت اینطوری حالا بگیم امتحان می کنی یا لطف می کنی و قوی ترم می کنی!خودت راهش رو برام هموار کن!خودت آرامش بهم بده! خودت کاری کن بتونم از این همه خاطره و مخاطره به عنوان تجارب  سازنده ام استفاده کنم!خودت!

بازم جمله معروف معلم شهیدم دکتر علی شریعتی که تقریبا توی همه ی دلنوشته هام تکرار کردم  رو می گم :

اگر تنها ترین تنها شوم!باز هم خدا هست!

                                   او جانشین همه ی نداشتنی ها ی من است!

و بازم مثل همیشه میگم : ادرکنی!ادرکنی!ادرکنی!....نه! ادرکنا!ادرکنا!ادرکنا! چون فقط من نیستم..این همه جووون مثل خودم!با حرفای دلم و الانم با فریاد دلم!

به قول یکی از دوستان خوبم که در جواب دل نوشته های قبلی لطف کرده بود و نوشته بود:

آهی که از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند!

منم که فقط دلم می نویسه یعنی اگه شورع بنوشتن کنم دلم بهم دستور داده!می نویسم تا سبک شم! به قول یکی دیگه از دوستای خوبم که اون بار اولی که اولین دل نوشته من رو خوند گفت:باورم نمیشه تو نوشته باشی و یک جمله قشنگ به کار برد که سر لوحه ی دل نوشته های منه اونم اینه که:

"نویسندگی لمس دوباره انسانیت است"            

الهی!

از بوده نالم یا از نبوده!

                 از بوده محال است و از نبوده بیهوده!

 

آرزوی همیشگیم:

                  همیشه و همه جا آسمونی باشید!

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/03ساعت 19:49 توسط شهاب آسمان |


 Persian Gulf